سيد محمد باقر برقعى

757

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

از تيرگى جهل اثر هيچ نماند * آنجا كه درخشد رخ تابان معلم وز دانش و حكمت خبر امروز كجا بود * گر پاس نمىداشت نگهبان معلم مىسوزد و مأنوس به اين سوز و گداز است * با آن‌همه خرسند بود جان معلم آنگاه ثمربخش بود شيوه تعليم * برگيرد اگر نشئه ز ايمان معلم اين داعيه مشروط به تقوى و تعهد * مشمول بود درخور و در شأن معلم ز آن روز نخستين كه مرا مدرسه بردند * افتاد نگاهم چو به چشمان معلم صد نكته آميخته با رمز محبت * دريافتم از چهره خندان معلم شيرينى اين خاطره در ياد و دلم ماند * پاياست بدل ياد دبستان معلم در پرتو فرهنگ مرا زندگى آموخت * اى زندگيم باد به قربان معلم در نظم كشيده است « عتيق » اين سخنان را * چون بوده خود از پيش ثناخوان معلم